زندگینامه "شهید سید محمد علی قاضی طباطبائی "+ عکس


آیت ­الله سید محمد­علی قاضی طباطبایی در سال 1293 هـ­.ش مصادف با 1331 هـ.­ق در تبریز متولد شد

تبليغ
اتاق خبر 24:

آیت ­الله قاضی طباطبایی فقیه و مرجع تقلید شیعیان و از رهبران معنوی و سیاسی انقلاب اسلامی بودند که در پیروزی و به­ ثمر رساندن مبارزات انقلابی مردم ایران به رهبری امام ­خمینی نقش اساسی را خصوصاً در منطقه تبریز ایفا کردند. پدرش حاج سیدباقر مشهور به میرزا باقر از شاگردان میرزای شیرازی در سامرا بود که سپس به تبریز بازگشت و به تهذیب نفس پرداخت. وی علاوه بر تفسیر مختصری بر قرآن، تفسیری بر سوره فاتحه و تفسیری ناتمام بر سوره انعام نوشته بود. پدر مادر سید علی، میرزا محسن قاضی تبریزی (متوفی 1306) نیز از عالمان و عابدان بود و با ملا هادی سبزواری مصاحبت داشت. و عمویش میرزا اسدالله از علمای بنام تبریز بود و ایشان تحصیلات مقدماتی علوم دینی را در مدرسه طالبیه نزد آن عمو و پدر بزرگوارش فراگرفت. خاندان وی از سادات طباطبائی و مشهور به فضل و تقوا و اغلب در کسوت روحانیت بودند و نسبشان به ابراهیم طباطبا، نواده امام حسن مجتبی علیه‌السلام می‌رسید. وی در 1359 هـ.ق جهت تحصیل در حوزه علمیه قم به شهر قم مشرف شد تا از محضر اساتید آن حوزه استفاده نماید.

استادان سید علی قاضی طباطبایی
قاضی طباطبائی مبادی علوم دینی و ادبی را در زادگاهش آموخت. نزد پدرش تفسیر کشاف را خواند. علاوه بر پدرش، استادان دیگر وی موسی تبریزی (مؤلف حاشیه رسائل شیخ انصاری) و محمدعلی قراچه داغی (مؤلف حاشیه ای بر شرح لمعه) بودند. او ادبیات فارسی و عربی را نیز از شاعر نامی، محمدتقی نیر تبریزی مشهور به حجت الاسلام فراگرفت. و مدتی نیز به توصیه پدرش برای تهذیب نفس نزد امام قلی نخجوانی شاگردی کرد سپس در 1308 برای کسب علم به نجف هجرت نمود و در آنجا نزد محمدفاضل شربیانی، محمدحسن مامقانی، شیخ الشریعه اصفهانی، آخوند خراسانی و حسین خلیلی، فقه و اصول و حدیث و تفسیر و دیگر علوم را فراگرفت و از این جمع، حسین خلیلی، استاد اخلاق وی نیز بود. همچنین برای تهذیب نفس چندین سال نزد سید احمد کربلایی و محمد بهاری، دو تن از مبرزترین شاگردان حسین قلی همدانی شاگردی کرد.
به همین سبب محمدحسین طباطبائی گفته است سید علی قاضی به هیچ یک از سلسله های صوفیه مرتبط نیست، بلکه طریقه عرفانی وی همان طریقه حسین قلی همدانی و استادش سید علی شوشتری است که از آنان نیز به عارفی ناشناس به نام جولا منتهی می شود. اما فرزندش، سید محمدحسن قاضی پدر را بر شیوه سلوکی شاگردان حسین قلی همدانی نمی‌داند و از نظر او قاضی به مسلک پدرش، سید حسین بود. سید حسین در مکتب تربیتی امام قلی نخجوانی و امام قلی در مکتب سید محمد قریشی قزوینی و او از محراب گیلانی اصفهانی و او از محمد بیدآبادی و او از سید قطب الدین محمد تبریزی، از مشایخ ذهبیه تعلیم یافته‌ بود.
اما از خود وی نقل شده که ارتباطش را با این سلسله رد کرده و طریقت خود را طریقت علما و فقها ذکر کرده است.به نظر حسینی طهرانی از شاگردان علامه طباطبائی نیز قاضی ابتدا در طریقت پدرش بود، اما پس از وفات پدرش شاگردی سید احمد کربلایی را اختیار کرد و در طریقت حسین قلی همدانی قرار گرفت. قاضی همچنین ده سال ملازم و مصاحب سید مرتضی کشمیری بود، اما در زمینه اخلاق و عرفان شاگرد وی به شمار نمی آید، زیرا کشمیری به شدت با ابن عربی و آثارش مخالف بود و دیدگاه قاضی با او تفاوت بسیار داشت.
هر چند شهرت قاضی بیشتر به عرفان و اخلاق است، اما در حدیث و فقه و تفسیر نیز تبحر داشت. قاضی به رغم اجتهاد در درس خارج فقه سید محمدکاظم یزدی و سید محمد اصفهانی و دیگر علمای نجف نیز شرکت می کرد و از وی نقل شده است که در هفت دوره درس خارج کتاب طهاره شیخ مرتضی انصاری شرکت کرده بود. وی آرای فقهی خاصی هم داشت، از جمله مانند فقیهان اهل سنت وقت شرعی مغرب را استتار قرص خورشید می دانست.
صفات اخلاقی قاضی طباطبایی
آقا بزرگ طهرانی که سالها با قاضی دوستی و مراوده داشته، وی را با صفاتی چون استقامت، کرامت و شرافت ستوده است. قاضی استقامت در طلب خداوند را عامل درک اسم اعظم و لایق اسرار ربوبی شدن می دانست. وی در عین فقر و ساده‌زیستی با ریاضت های سخت و غیرشرعی مخالف بود و اعتقاد داشت که سالک باید به جسم هم رسیدگی کند زیرا جسم مرکب روح است، از این رو به وضع ظاهری خود اهمیت می‌داد و معمولاً عطر می زد و لباس سفید و تمیز می پوشید و به حسن‌خلق و نیکوکاری سفارش می‌کرد.
مبارزه با رژیم پهلوی
بعد از تسلط رضاخان بر مقدرات کشور ایران و گستردن بساط ظلم و ستم و اسلام ستیزی که می‌رفت تمام مقدسات را از بین ببرد، بار دیگر حماسه‌سازان همیشه بیدار به رهبری روحانیت آگاه، در سراسر مملکت عَلَم مخالفت برافراشتند و در مقابل اعمال خلاف شرع و ضدانسانی حکومت شوریدند. این بار هم مثل گذشته تبریز قهرمان پرچم نهضت اسلامی را بر دوش گرفت و هماهنگ با سایر شهرها خروشید و موج اعتراض به راه انداخت.
در آن هنگام که سید محمدعلی نوجوانی 16 ساله بود با چشمان تیزبین خود برخوردهای سیاسی و شیوه‌های هدایت مردم را از جانب پدر که دوشادوش بزرگ عالمان شهر به عهده داشتند دنبال می‌کرد و راه و رسم مبارزه می‌آموخت. در سال 1347 ق. به دنبال قیام مردم تبریز به دستور حکومت دست نشانده و تحمیلی رضاخان پهلوی سید محمدعلی به همراه پدر گرامیش راهی تبعیدگاه شد و به مدت دو ماه ناگزیر به اقامت اجباری در تهران گردید و از آن جا بار دیگر به مشهد مقدس تبعید شد و یک سال در آن دیار پاک، دوران تبعید خود را گذراند. دژخیمان پهلوی به این مقدار هم رضایت ندادند و در غیاب آقا میرزا محمدباقر دستور دادند که خانه‌اش را در تبریز خراب نموده و جزو خیابان سازند بدون این که ضرر و زیان وی را جبران نمایند. و این اولین تجربه مبارزاتی سید محمدعلی بود که در آن برای نخستین بار سوزش زخم بیداد حکومت پهلوی را بر قلب خود احساس کرد.
پیوند با امام خمینی
سید محمدعلی قاضی از همان دوران جوانی، به ماهیت ضدمذهبی رژیم جبار و خونخوار پهلوی پی برد. او که خود در 16 سالگی طعم تلخ تیر زهرآلود نظام ستم شاهی را چشیده بود، از دیدن آن همه ظلم و ستم که همچون صاعقه بر سر مردم فرود می‌آمد، رنج فراوان می‌کشید و در تب و تاب شدیدی می‌سوخت و می‌ساخت. این بود که تصمیم قاطع بر مبارزه علیه استبداد گرفت و در این راه کمر همت بربست.
در آن روزگاران اختناق که تاریکی ظلم و ستم سراسر ایران زمین را فراگرفته بود، تنها خورشید حوزه علمیه قم بود که با تابش نور امید، دل‌های پرسوز سلحشوران را به روز روشن نوید می‌داد و آنان را در برافروختن مشعل آزادی و برافراشتن پرچم اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله هدایت می‌کرد. طلبه جوان، سید محمدعلی قاضی در پی همچو خورشیدی می‌گشت تا در روشنایی آن با گام‌های پرصلابت به جهاد خود سرعت بیشتری بخشد.

دیری نپایید که آرزوی وی جامه عمل پوشید و چشم پر انتظارش به جمال عالمتاب، ابرمرد تاریخ، حضرت امام خمینی روشن گشت. حضرت امام خمینی در آن موقع از برجسته‌ترین اساتید حوزه علمیه قم بود و در رشته فلسفه دو کتاب مهم «شرح منظومه» و «اسفار» را تدریس می‌کرد. تبحر علمی و روش جالب تدریس و همچنین خصوصیات ارزشمند اخلاقی و منش‌های والای روحی امام، باعث شده بود که حوزه تدریس ایشان پرجمعیت‌ترین درس حوزه باشد.

سید محمدعلی طباطبائی با شور و شوق وصف‌ناپذیری در این دو درس امام شرکت جست و از همان زمان رابطه نزدیک و پیوند عمیقی بین او و رهبر کبیر انقلاب برقرار شد. وی ضمن استفاده‌های علمی، با بهره جویی از افکار بلند استادش به تلاش و کوشش جهت دست یابی به آرمان‌های مقدس انقلاب اسلامی پرداخت. اقامت ایشان در شهر مقدس قم که از سال 1359 ق. شروع شده بود به مدت ده سال به طول انجامید وی در این مدت علاوه از درس‌های حضرت امام از محضر ایات عظام: سید محمد حجت کوه‌کمری، سید صدرالدین صدر، سید محمدرضا گلپایگانی و دیگر اساتید زبردست بهره‌های شایانی برد.
مرید و مراد
سید محمدعلی قاضی در سال 1369 ق. تصمیم بر هجرتی دیگر گرفت و این بار راه نجف را در پیش گرفت. وی قبل از عزیمت به عراق، از وضع درس حوزه‌های علمیه آن سامان اطلاعات کافی بدست آورد و برنامه دقیق و منظمی جهت هر چه بیشتر استفاده نمودن از فرصت‌های گرانبها تنظیم نمود. به همین خاطر یکی دو روز از ورودش به سرزمین ولایت و امامت نگذشته بود که با جدیت تمام در حوزه‌های درسی بزرگمردان علم و فقاهت همچون آیت الله العظمی سید محسن حکیم و آیت الله العظمی سید ابوالقاسم خویی و آیت الله العظمی حاج شیخ عبدالحسین رشتی و آیت الله العظمی شیخ محمدحسین کاشف الغطا و... شرکت جست و مشغول کسب علم و دانش و تحصیل در فنون مختلف فقه و اصول و فلسفه شد.
شهید قاضی در میان اساتید نجف برای آیت الله العظمی حاج شیخ محمدحسین کاشف الغطاء احترام فوق‌العاده‌ای قایل بود و بیشتر با آن مجاهد نستوه انس و الفت داشت و در واقع شیفته و مرید اخلاق والا و تبحر عمیق علمی و افکار بلند سیاسی، اجتماعی کاشف الغطاء‌ گشته بود.
غم فراق
اقامت در نجف و استفاده‌های علمی و معنوی از حوزه علمیه را می‌توان از بهترین و شاداب‌ترین روزگاران عمر آیت الله قاضی طباطبائی به حساب آورد. چرا که در آن ایام بهاران، با شور و شوق به تحکیم مبانی فکری خود پرداخت و به درجات عالی فقاهت و اجتهاد رسید و از مراجع بزرگی مثل آیت الله العظمی حکیم و آیت الله العظمی کاشف الغطاء و دیگران به اخذ اجازه اجتهاد نایل آمد.
ولی افسوس که آن ایام خوش و خرم دیر پا نبود و زود به پایان آمد. ایشان بعد از سه سال رحل اقامت در نجف، اواخر سال 1372 ق. (1331 ش) بنا به علل ناگواری ناگزیر شد حرم جد بزرگوارش را ترک نموده به تبریز مراجعت نماید. به همین خاطر غم فراق حرم مولی و فضای روح بخش حوزه نجف به دلش چنگ انداخت.
آیت الله سید محمدعلی قاضی طباطبائی در سن 42 سالگی با کوله‌باری از علم و دانش و معرفت، حوزه نجف را پشت سر گذاشت و به سوی زادگاه خود شهر مجاهدپرور تبریز رهسپار شد تا به وظایف بس سنگین خود، در جهت اشاعه فرهنگی غنی و پویای آیین حیات بخش اسلام بپردازد. همان خدمات ارزنده‌ای که نتایج سودمندش در انقلاب شکوهمند اسلامی نمایان گشت، آن طور که استاد بزرگوارش مجاهد نستوه آیت الله العظمی کاشف الغطاء‌ پیش بینی کرده بود. ایشان در یکی از نامه‌های خود، خطاب به آیت الله قاضی چنین می‌نویسد: «ای سید بزرگوار و ای دانشمند والامقام... ما از حالا می‌بینیم که مردم آذربایجان عموما و اهالی تبریز خصوصا از راهنمائی‌ها و ارشادات شما بهره‌مند می‌شوند و چه زود است تأثیر خدمات ارزنده شما در نصرت حق و از بین بردن باطل محسوس و ملموس باشد و در یاری و کمک از حق چه بهتر و مقدم‌تر از شما است؟ پدر روحی شما ـ محمدحسین
سال 1342 شمسی در تاریخ ایران زمین سالی است به یادماندنی و خاطره‌انگیز، سالی که بزرگ رهبر مستضعفان جهان با خروش بی‌امان خود چنان موج بنیان کنی به راه انداخت که می‌رفت برای همیشه نظام ستم شاهی را به زباله‌دان تاریخ بسپارد. این بار امام بزرگوار عروسک‌های خیمه شب‌بازی و همچنین کاسه‌لیسان حکومت پهلوی را به هیچ انگاشته همچون عقاب تیز پرواز، ام الفساد جهانی را در نوک حمله خود قرار داد و با هجوم برق آسا، پنجه‌های پولادین و دشمن شکار خویش را بر سر آمریکا فرود آورد.
و به دنبال آن یاران باوفای آن امام آزادگان، به تبعیت از وی در سراسر کشور قد علم کردند و پرچم جهاد و مبارزه برافراشتند. در این مبارزه بی‌امان، مجاهد نستوه آیت الله قاضی طباطبائی سهم بسزائی دربرانگیختن احساسات پاک مردم داشتند. وی با سخنرانی‌های آتشین و پخش اعلامیه‌های ضدرژیم، مردم قهرمان تبریز را به صحنه پیکار آورد و با این عمل شجاعانه خود، شعله بر خرمن دشمن انداخت و حال زارشان را پریشان‌تر ساخت. چرا که طاغوتیان به خوبی می‌دانستند، قیام آذربایجان یعنی به حرکت درآمدن کل ایران، و این همان کابوسی بود که دژخیمان همواره از آن وحشت داشتند.
در پی جوش و خروش امت مسلمان، مرکزنشینان سازمان ضدامنیت با هماهنگی «علی دهقان» استاندار وقت آذربایجان، و «حسن مهرداد» رئیس ساواک تبریز، علامه سید محمدعلی قاضی را دستگیر و به پادگان زرهی تهران بردند و بعد از آن به سیاهچال مخوف قزل قلعه تحویل دادند که دو ماه و نیم ماندگار شدند و بعد از آزادی از زندان هم کسی حق رفت و آمد و تماس با ایشان را نداشت و همواره زیر نظر و مراقبت شدید مأموران ساواک بود. و در تهران به عنوان تبعیدی زندگی می‌کرد.
بافت کرمان
آیت الله قاضی به خاطر مبارزات بی‌امانش، سال‌هائی از عمر پربرکت خود را در زندان‌ها و تبعیدگاه‌ها سپری کرد که یکی از محل‌های تبعید وی بافت کرمان بود. روز سی‌ام آذر ماه 1347 ش. مصادف بود با یوم الله عید سعید فطر در شهر تبریز نماز پرصلابت عید فطر در جو معنوی به امامت عالم ربانی حضرت آیت الله سید محمدعلی قاضی طباطبائی برگزار شد. ایشان که هیچ فرصتی را از دست نمی‌داد، از این اجتماع باشکوه نهایت استفاده را کرد و بر علیه سردمداران رژیم سخنرانی کردند و ضمن گفتار آتشین نقاب از چهره کریه رژیم پهلوی برگرفت و روابط خفت‌بار دولت با رژیم غاصب و نامشروع صهیونیستی را محکوم کرد، غروب همان روز برای ادای ‌نماز مغرب و نماز عشاء‌ به مسجد شعبان تشریف آوردند و بعد از نماز و پاسخ به ابراز احساسات مردم از مسجد خارج شد. هنوز چند قدمی از در مسجد دور نشده بود که مزدوران وطن‌فروش وی را احاطه کردند و با اجبار سوار ماشین کردند. و سپس او را به بافت کرمان تبعید نمودند.
بعد از اسکان در بافت کرمان، هر روز یک مأمور ساواک جهت حضور و غیاب تبعیدی به محل سکونت او سر می‌کشید. اتاقی که آیت الله قاضی در آن، روزهای تنهایی می‌گذراند، یک اتاق کوچک و محقری بود که از سطح حیاط دو پله پایین‌تر بود. مأمور ساواک طبق تعلیماتی که از طرف سازمان به او داده شده بود، با گستاخی و تبختر رفتار می‌کرد و برای این که زور و حاکمیت دستگاه را به رخ تبعیدی کشیده باشد، بجای وارد شدن از در اتاق، با کفش از پنجره می‌پرید وسط اتاق، و با حالت غرور و خودخواهی و صدای خشن و ناهنجار دستور می‌داد زود باش امضاء کن... چند روز بدین منوال گذشت و آیت الله قاضی چند بار به ایشان تذکر داد که ادب را رعایت کند ولی آن بی‌ادب گوشش بدهکار نبود و دست از کار بی‌شرمانه خود برنمی‌داشت.
روزی هنگامی که مزدور خود فروخته با همان رفتار پست همیشگی به وسط اتاق پرید، سید دلاور بلافاصله کتاب سنگین و ضخیم «المنجد» را برداشت و محکم بر پس گردن مأمور کوبید و فریاد زد: بی‌ادب! مگر نگفتم مؤدب باش... مأمور مغرور و خودباخته، با زبونی و ترس از اتاق بیرون رفت و آیت الله قاضی با این عمل شجاعانه خود بار دیگر ثابت کرد که سر نیزه در مقابل نیروی پرتوان ایمان و استقامت محکوم به شکست است. بعد از بافت کرمان ایشان را به زنجان تبعید کردند و بعد از اتمام آن در تاریخ 6/9/1348 به تبریز مراجعت کرد.
در راه اتحاد
آیت الله قاضی یکی از عالمان روشن بین و ژرف‌نگری بود که همیشه بر وحدت اسلامی تأکید داشت و در فرصت‌های مناسب با رفتار مدبرانه در جهت تحقق بخشیدن هر چه بیشتر وحدت بین مسلمانان جهان می‌کوشید. او می‌گوید: «یاد دارم در زمانی که از سوریه برگشته وارد عراق شدم و غروب نزدیک بود، توقف کردیم که نماز مغرب ادا کنیم و حرکت نماییم، وضو گرفته در صحن خانه وسیعی حصیر اندخته خواستم مشغول نماز باشم. دیدم عده‌ای از جوانان اهل تسنن آمدند و در چند قدمی ایستادند، فهمیدم که می‌خواهند بدانند که چطور سجده خواهم کرد! من هم در موقع سجده پیشانی را بر بالای حصیر گذاشتم و سایر رفقا نیز اغلب از من تبعیت کردند، بعد از فراغت از نماز چند نفر از آن ها جلوه آمده از حقیقت سجده بر تربت کربلا که بعضی از همراهان نماز گذاشته بودند، سئوال کردند، واقع امر را به آن ها بیان کردم، بسیار قانع شده و امتنان بجا آوردند و اظهار نمودند که به ما جور دیگر تلقین کرده‌اند».
در سنگر جمعه و جماعت
یکی از دستاوردهای مهم انقلاب اسلامی احیای سنت آیین عبادی، سیاسی نماز جمعه و اقامه آن می‌باشد بعد از پیروزی انقلاب به دستور حضرت امام در تهران و چند شهر بزرگ مراسم پربار نماز جمعه برپا گردید در مرداد ماه 58 طی حکمی از سوی رهبر کبیر انقلاب، حضرت آیت الله قاضی به عنوان نماینده تام‌الاختیار و امام جمعه تبریز منصوب گردید و همه هفته با حضور در مراسم باشکوه نماز جمعه به ایراد خطبه و ارشاد و راهنمائی مردم پرداخت.
اولین شهید محراب
در مسلخ عشق جز نکو را نکشند رو به صفتان زشتخو را نکشند
گر عاشق صادقی ز کشتن مهراس مردار بود هر آن که او را نکشند
هنوز شش ماه از طلیعه انقلاب شکوهمند اسلامی نگذشته بود که ستاره درخشانی از آسمان پرفروغ علم و فقاهت غروب کرد. این بار دست پلید استکبار جهانی از آستین کثیف، گروهک منحرف فرقان بیرون زد و ناجوانمردانه استاد بزرگ حوزه و دانشگاه آیت الله مطهری را به شهادت رساند... وقتی خبر شهادت مظلومانه استاد مطهری، به گوش آیت الله قاضی رسید بسیار متأثر شد و همواره به اطرافیان خود می‌گفت: کاش بنده هم مثل استاد مطهری، روزی به شهادت برسم. چند روز بعد دعایش مستجاب شد!
سرانجام بعد از عمری مجاهدت و تعلیم و تربیت و نویسندگی، به تاریخ 11 آبان ماه 1358 در حالی که روز عید قربان نماز عید خوانده بود به هنگام شب بعد از نماز مغرب و عشاء‌ در مسجد شعبان خود قربانی دین خدا گشت بار دیگر گروه فرقان با این جنایت هولناک دل امت و امام را جریحه‌دار ساخت.
در نمازم خم ابروی توبا یاد آمد حالتی رفت که محراب به فریاد آمد
«حافظ شیرازی»
فردای آن روز مردم مصیب زده آذربایجان در حالی که سیل اشکشان جاری بود و قلبشان را غم و اندوه فراگرفته بود، پیکر پاک آن شهید را تشییع کردند و در آرامگاه خانوادگی واقع در مسجد مقبره به خاک سپردند.
تألیفات آیة الله قاضی
شهید محراب آیت الله قاضی از جمله قلم بدستان پرکاری بود که در طول عمرشان با تلاش گسترده و نیتی خالصانه توانست تحقیقات ارزنده‌ای را با بیانی رسا و قلمی شیوا و نثری استوار به جهان وسیع فرهنگ اسلامی عرضه بدارد.
کار تحقیقاتی و نویسندگی آن بزرگوار از دو جهت حائز اهمیت است، یکی نوشتن کتاب‌های مستقل در رشته‌های مختلف که مورد نیاز بود و تألیفی صورت نگرفته بود و دیگری با تعلیقه و تصحیح و مقدمه‌نویسی بر آثار گرانقدر دیگر دانشمندان و چاپ مجدد آن ها، افکار بلند و ارزشمند آنان را احیا کرد. ره‌آورد فکری شهید قاضی که به صورت نوشته به یادگار مانده است عبارتند از:
الاجتهاد والتقلید (عربی ـ خطی)
الفوائد (فقهی ـ تاریخی)
خاندان عبدالوهاب (فارسی ـ خطی)
کتاب فی علم الکلام (عربی ـ خطی)
فصل الخطاب فی تحقیق اهل الکتاب (عربی ـ خطی)
السعادت فی الاهتمام علی الزیارت (عربی ـ خطی)
اجوبه الشبهات الواهیه (فارسی ـ خطی)
رسالت فی اثبات وجود الامام علیه السلام فی کل زمان (عربی ـ خطی)
سفرنامه بافت (بافت کرمان)، (فارسی ـ خطی)
المباحث الاصولیه (عربی ـ خطی)
حاشیه بر کتاب رسائل شیخ انصاری
حاشیه بر کتاب مکاسب شیخ انصاری
حاشیه بر کفایه الاصول آخوند خراسانی
تقریرات اصول آیت الله حجت کوه‌کمری
تاریخ قضا در اسلام
صدقات امیرالمؤمنین و صدیقه طاهره علیهماالسلام
حدیقه الصالحین
رساله در دلالت آیه تطهیر بر اهل بیت علیهم السلام
رساله در اوقات نماز
رساله در مباهله
رساله فی مسأله الترتّب
رساله در نماز جمعه
تعلیقات بر کتاب الفردوس الاعلی تألیف علامه شیخ محمدحسین کاشف الغطاء (عربی ـ چاپی)
تحقیق درباره روز اربعین حضرت سیدالشهداء علیه السلام (فارسی ـ چاپی)
تعلیقات بر کتاب انوار نعمانیه (عربی ـ چاپی)
مقدمه و تعلیقه بر تفسیر جوامع الجامع طبرسی (عربی ـ چاپی)
تعلیقات بر کتاب اسلام صراط مستقیم (فارسی ـ چاپی)
تعلیقات بر کتاب کنز العرفان (عربی ـ خطی)
مقدمه بر کتاب صحائف الابرار کاشف الغطاء (عربی ـ چاپی)
آثار تاریخی آیت الله العظمی حکیم (فارسی ـ چاپی)
مقدمه بر تنقیح الاصولآقا رضا متوفی 1337 شمسی
مقدمه بر کتاب مرآت الصلوه
پیشگفتار بر علم امام علامه طباطبائی
مقدمه بر کتاب معجزه و شرایط آن
مقدمه بر کتاب جنه المأوی (عربی ـ چاپی)
پاورقی بر تعلیقات بر کتاب اللوامع الالهیه فی المباحث الکلامیه (عربی ـ چاپی)
مقدمه بر انیس الموحدین نراقی (فارسی ـ چاپی)
تحقیق در ارث زن از دارائی شوهر (فارسی ـ چاپی)
علم امام علیه السلام (فارسی ـ چاپی)
مقدمه بر العقائد والوثنیّه فی الدیانه النصرانیه (عربی ـ چاپی)
ترجمه مسائل قندهاریه (از عربی به فارسی)
مقدمه بر تاریخ ابن ابی الثلج بلخی (عربی ـ خطی)
مقالات متعدد چاپ شده در مجلات عربی چاپ صیدا(لبنان)
ایشان علاوه بر آثار فکری، آثار اجتماعی و عمرانی بسیاری هم از خود به یادگار گذاشته‌اند.

منبع: ویکی پدیا




تبليغ

کامنت‌ها (0)

کامنتی درج نشده

کامنت بگذارید

  1. ارسال کامنت بدون عضویت. عضویت یا ورود به سایت.
0 کارکتر
Attachments (0 / 3)
Share Your Location
تبليغ