• شعرنو شعرنو 1

    من بودم و شب و قلم و غم. دلم گرفت... مثل سکوت خط مقدم، دلم گرفت انگار، گردن نفَسم را کسى برید... مانند شام هفت...

  • شعرنو شعرنو 1

    شهرت هر نام در بی نامی است باور کنیم شعرها سرشار از بیداری است باور کنیم این همه شاعر پر از درد و غمن همگی...

  • شعرنو شعرنو 1

    « طومار ظلم » ظلم و ستم زِ هر طرفی هست و هر کجا زجرش نصیب حالت بحرانی من است طومار1 ظلم ، شرح...

  • شعرنو شعرنو 0

    میروم راه به هر بیره ی بی منزل منزلم نیست در این خراب آباد غرب می بگردم من به هر کوچه و برزن آهسته و پیوسته در کل...

  • شعرنو شعرنو 1

    از ما که گذشت و نماند صبر و قراری حسودم به زلیخا که جوان شد به نگاهی... امین...شاعر:سید امین جدبابائی

  • شعرنو شعرنو 1

    مثل کرمانی پا خورده‌ی عهد کهنم که غم و نفرت عشقی، شده مُهر بدنم ماهی تُنگم‌و دلخوش‌ب‌دو خط خاطره‌ام به...

  • شعرنو شعرنو 1

    زجامی که آن شب تودادی به دستم بدان تا که من زنده ام مست مستم به آن می گرفتم توان بار دیگر ز غمهای دنیا...

  • شعرنو شعرنو 1

    من کوه نَکنده ام ولی فرهادم عشق است سراسر این پی و بُنیادم من کوهِ غَمِ درونِ خود را کَندَم چون ریزه ی سنگ گشته ام بَرشاعر:ابوالفضل زارعی

  • شعرنو شعرنو 2

    مادری در حصارِ چشمانش انتظاری کشنده ماسیده دختری حسرتِ پدر دارد شام ها تا سحر نخوابیده سالها می شود که چشمانش از غمِ انتظار بارانی است مادر است و...

  • شعرنو شعرنو 0

    آتش عشقی به جان افروختی تا قیامت استخوانم سوختی سوختن در آتش عشقت خوش است چون هزاران نکته ام آموختی #فاطمهشاعر:فاطمه...

  • شعرنو شعرنو 0

    خودم را جا گذاشتم پشت دری که هیچ وقت زنگش به صدا در نیامد (شبنم-حسینیشاعر:شبنم حسینی

  • شعرنو شعرنو 0

    از عقل به عشق راه باید بکشم با عشق هماره آه باید بکشم با آه نیارمد دلم پس خود را ناگاه به قتلگاه باید بکشم @@@@@@@@@@@ با عشق همیشه شعله ور می...

  • شعرنو شعرنو 0

    مردی که از عبور زمان ها شدست طرد ای کاش می رسید به پایان این نبرد قلب مرا پس از تو به تصویر می کشد دستان سرد و پرترک...

  • شعرنو شعرنو 0

    گفتن از سادگی دشمن پنهان سخت است درکمینن همه ایام ، حیلۀ شیطان سخت است ساختن ازکوه وکمر، حریف زیرک به چکار دست خالی...

  • شعرنو شعرنو 1

    اهای پاییز که رقص مرگ برگهایت تو را اشفته کرده است و خیال لولیدن لولی وش خیال انگیز روزهای دور وشیرینت در لابلای خستگیهای بی پایان باد...

  • شعرنو شعرنو 3

    زلفِ حادثه را گرفتیم و کشیدیم تا... شاپرک تنها شد ...هیچ...باغچه ای شاپرک را نمی شناخت هیچ...گلی نبود برف بود...

  • شعرنو شعرنو 0

    ‍ کوچه از آمدنت غرق هیاهو شده است شهر انگار که جولانگه آهو شده است خبر آمد که تو را عشق مسلح کرده مجهز چشم تو بر...

  • شعرنو شعرنو 1

    نمی آید هرچه می گویم نمی آید. نه درخواب ونه بیداری، نه با خاهش ونه التماس ، نمی آید؛ باپای خودش نمی آید. گل باران...

  • شعرنو شعرنو 0

    خاکریز ، ای همدم تنهائیم ای که در کنج ات ، حضور خاکیم ای که خاکت ، جلوه ی محراب ما ای که سنگت ، دانه ی تسبیح ما...

  • شعرنو شعرنو 1

    به دستانم گفته ام گاهی نبض گل شبدر را بگیرند تا تپش موسیقی روییدن را بشنوند و گاهی به گلخانه هم سری بزنند تا خواهش...

  • شعرنو شعرنو 2

    خدایا، نگاهی به من کن، کم آورده ام سر از نابه سامانی و غم،،،،، در آورده ام تو گویی که دستان من بسته با سرنوشت تو شاهی در این قصه!! من!!...

  • شعرنو شعرنو 3

    یه بار تو روز بارونی بدون چتر و بارونی برو به کوه و دشت و راغ بزن به سقف دل چراغ عاشق اون خدا بشو شاه بشو گدا بشو نگو...

  • شعرنو شعرنو 0

    آغوش باز من به بزرگی کشور است من حاضرم اگر تو پناهنده می شوی ***** سایه ی شمع روی پنجره است با کسی نیستم خیالت تخت ***** عین اشکم تا که می آیم زمان...

  • شعرنو شعرنو 3

    . دلبَرُم دانِه جِلَو وَنده و خُس دینداسه داس وا کِل بِزنه , شاهِ دُوَرگَل باسه یو که وَنده بُنِ نا , میخَکِ کُه...

  • شعرنو شعرنو 0

    یادم آمد هان داشتم می گفتم آن شب نیز صولت مستور غم بیداد ها می کرد و چه غوغایی چه غوغایی... اهل شهر کین قلبشان از جنس...