ملک فانی


« مُلک فانی » ما که از مُلک وطن آواره ایم پیش نیشِ عقرب جراره ایم1 جای ما نَبْود2 در این ملک جهان ما در این ملک جهان بیکاره ایم این وطن بـر ما نـباشد جایگاه جایشاعر:حسن مصطفایی دهنوی

تبليغ
« مُلک فانی »
ما که از مُلک وطن آواره ایم
پیش نیشِ عقرب جراره ایم1
جای ما نَبْود2 در این ملک جهان
ما در این ملک جهان بیکاره ایم
این وطن بـر ما نـباشد جایگاه
جای خود بر دیگران بـسپاره ایم
آب و رنگ خود ، مبین دانا پسر
این خیالس پیش خود انگاره ایم3
ما چو تو درجهل ودر مستی بُدیم4
رهنمون شد عقلمان ، هُشیاره ایم
ای پسر ، اطراف خود بـنما نظر
در کفِ5 شیر نـرِ خون خواره ایم
ای عجب وارونه بـیند چشم ما
ما مگر وارونه در نظاره ایم
مُلک ما در سایه ی لطف حقس
سر به تسلیم رهش بـسپاره ایم
حق شناسی،راه حق است ای پسر
مستقیماً در ره سَتّاره ایم6
روز و شب بگذشت همچون عمر ما
عمر خود از روز وشب،بشماره ایم
ما در این ملکیم و فانی می شود
مُلک فانی را زِ خود پنداره ایم
ملک فانی بهر ما گهواره است
بچه ای هستیم ، در گهواره ایم
تا زِ مستی ،سر فرو ناری7 پسر
بسته سر محکم به چوب داره ایم
تا به دنیا ایم و در چنگال آن
دست بسته، دستِ این غداره ایم8
ای حسن از لطف حق میگو سخن
منتظر بر لطف آن غفّاره ایم
***
1- کُشنده 2- نباشد 3- تصور کردن 4- بودیم 5- پنجه 6- بسیار پوشاننده- خداوند 7- نیاوری 8- فریبنده


تبليغ

کامنت‌ها (0)

امتیاز 0 از 5 بر اساس نظر 0 نفر
کامنتی درج نشده

کامنت بگذارید

  1. ارسال کامنت بدون عضویت. عضویت یا ورود به سایت.
امتیاز دهید:
0 کارکتر
Attachments (0 / 3)
Share Your Location
تبليغ