تلگرام

رباعی


من بودم و آن بلبلک غنچه نواز هر روز و شبم تو بوده ای محرم راز آن جام می و کام دلم هر دو به ناز گویند دلا برای دیدن یار بتاز ....... ............... ............. دیریست که با دلم قهر شدم در وصل تو اشک ریختهشاعر:نادر آذرنیوشان

تبليغ
من بودم و آن بلبلک غنچه نواز
هر روز و شبم تو بوده ای محرم راز
آن جام می و کام دلم هر دو به ناز
گویند دلا برای دیدن یار بتاز
....... ....... ........ ...... .......
دیریست که با دلم قهر شدم
در وصل تو اشک ریخته چون نهر شدم
از دیدن روی چون مهِ دلبر خود
آواره آن دیار رو این شهر شدم
..... ..... ..... ..... ...... ......
شب آمد و من بار دگر خوابم برد
در خواب بُدم رقیب من یارم برد
خوابی که برد یار به هنگام سحر
بهتر که رقیبِ او یار بِبُرد


تبليغ

کامنت‌ها (0)

امتیاز 0 از 5 بر اساس نظر 0 نفر
کامنتی درج نشده

کامنت بگذارید

  1. ارسال کامنت بدون عضویت. عضویت یا ورود به سایت.
امتیاز دهید:
0 کارکتر
Attachments (0 / 3)
Share Your Location
تبليغ