تب


تو که تب می‌کنی؛ آتشی می‌افتد بر خرمن وجودم شعله‌کشان زبانه می‌کشد بر تار و پودم دل بی‌قرار در سینه، می‌جهد چون سپند بر آتش زندگی ایستاده تا تو بار دگر لب بگشایی و از سر نو آغاز شود شمارشاعر:راهله غضبانی (راهِل)

تبليغ
تو که تب می‌کنی؛
آتشی می‌افتد بر خرمن وجودم
شعله‌کشان زبانه می‌کشد بر تار و پودم
دل بی‌قرار در سینه، می‌جهد چون سپند بر آتش
زندگی ایستاده تا تو بار دگر لب بگشایی و
از سر نو آغاز شود شمار نفس‌هایم


تبليغ

کامنت‌ها (0)

امتیاز 0 از 5 بر اساس نظر 0 نفر
کامنتی درج نشده

کامنت بگذارید

  1. ارسال کامنت بدون عضویت. عضویت یا ورود به سایت.
امتیاز دهید:
0 کارکتر
Attachments (0 / 3)
Share Your Location
تبليغ