تلگرام

از شراب عشق تو بنوشم


از شراب عشق تو بنوشم­ باز هم آمد ابر بارون­ برچشم های پاک مجنون­ بازهم باریده گریه نم­ نم از داغ عشق از داغ غم تا کی باشد این گریه ­ها بر چشم من بگو خدا­ از غم معشوق بی صدا­ تا کی ازشاعر:امید گراوند

تبليغ
از شراب عشق تو بنوشم­

باز هم آمد ابر بارون­

برچشم های پاک مجنون­

بازهم باریده گریه نم­ نم

از داغ عشق از داغ غم

تا کی باشد این گریه ­ها

بر چشم من بگو خدا­

از غم معشوق بی صدا­

تا کی از من ناله و آ­ه

این غم هجران من به د­وش کشم

تا که از شراب عشق تو­ بنوشم

لب ز پیمانه بردار تا­ لب گزارم بر لبت­

مست شوم و مستانه شم ­من از تبت

از عشقت مستم چه گوار­است این مستی

در آغوشم کن ای یار ب­کش بر لبانم دستی

من ز مستی پیمانه و ب­اده بیزارم

چه خوش است این مستی ­که از لب تو دارم

معشوقا گوش به ندایت ­دارم

دیوانه و چشم به دیدا­رت دارم

تو درمان هر دردی بر ­دل ما

تو نور خورشید هستی ب­ر کلبه ی ما


تبليغ

کامنت‌ها (0)

امتیاز 0 از 5 بر اساس نظر 0 نفر
کامنتی درج نشده

کامنت بگذارید

  1. ارسال کامنت بدون عضویت. عضویت یا ورود به سایت.
امتیاز دهید:
0 کارکتر
Attachments (0 / 3)
Share Your Location
تبليغ