تلگرام

ترسیدم


من از تو، این امید نا امید ترسیدم در ناامیدی ها هم از امید ترسیدم من از تمام دخترانی که تورا دیدند یا روزهای بعد خواهند دید ترسیدم از رنگ مویت از لباسو عطر خوشبویت در هر خیابانی که می پیچید،شاعر:فاطیما ایلیایی

تبليغ
من از تو، این امید نا امید ترسیدم
در ناامیدی ها هم از امید ترسیدم
من از تمام دخترانی که تورا دیدند
یا روزهای بعد خواهند دید ترسیدم
از رنگ مویت از لباسو عطر خوشبویت
در هر خیابانی که می پیچید، ترسیدم
آدم نبودم گرچه از حوّا زمانیکه
سیب لب سرخ تو را می چید ترسیدم
از رد سرخ روی فیلتر های سیگارت
از هرچه روی گونه ات ماسید ترسیدم
بعد از خودم، از هر زنو دختر که با احساس
جز مادرت روی تو را بوسید ترسیدم
هرقدر از من دور ماندی، غرق تبعیدم
دور از تو از نزدیکی تبعید ترسیدم
با تلخ خندی که همان اشک عزاداریست
روز عزا ماندم و از هر عید ترسیدم
از پنجره در خانه ی تاریکو سردی که
از پنجره نوری نمی تابید ترسیدم
مجنون شدم با چشم تو در باد پاییزی
بعد از تو از پاییزو و حتی بید ترسیدم
پاییز در راهستو من در زیر باران از
ابری که در شهر تو می بارید ترسیدم
من از تو از معشوقه ی زیبای تو حتی
از حس خوبی که به هم دارید ترسیدم



تبليغ

کامنت‌ها (0)

امتیاز 0 از 5 بر اساس نظر 0 نفر
کامنتی درج نشده

کامنت بگذارید

  1. ارسال کامنت بدون عضویت. عضویت یا ورود به سایت.
امتیاز دهید:
0 کارکتر
Attachments (0 / 3)
Share Your Location
تبليغ