تلگرام

استانبول همیشه لیورپولی باقی می ماند!


یورگن کلوپ که چند روز قبل دیدار کامیونیتی شیلد (سوپرکاپ انگلیس) را دیداری کم اهمیت توصیف کرده بود، بعد از مهار آخرین ضربه پنالتی چلسی توسط آدریان، با هیجانی عجیب به حلقه شادی تیمش اضافه شد تا مشخص شود سوپرکاپ اروپا داستان متفاوتی داشت.

تبليغ
استانبول همیشه لیورپولی باقی می ماند!
جمعه, 25 مرداد 1398 ساعت 11:30
یورگن کلوپ که چند روز قبل دیدار کامیونیتی شیلد (سوپرکاپ انگلیس) را دیداری کم اهمیت توصیف کرده بود، بعد از مهار آخرین ضربه پنالتی چلسی توسط آدریان، با هیجانی عجیب به حلقه شادی تیمش اضافه شد تا مشخص شود سوپرکاپ اروپا داستان متفاوتی داشت.

به گزارش "توپ 90"، حضور ستاره های سرشناس لیورپول در رقابت های ملی و حضور دیرهنگام شان در تمرینات پیش فصل و همین طور برنامه حضور در دو دیدار سوپرکاپ کلوپ را حسابی کلافه کرده بود و به همین دلیل، کامیونیتی شیلد را دیداری بی اهمیت توصیف کرد.

لیورپول کامیونیتی شیلد را به سیتی واگذار کرد و بعد 4-1 نوریچ را برد تا سرانجام نوبت به سوپرکاپ اروپا برسد؛ زمان بازگشت به استانبول، شهری که برای لیورپولی ها مثل "پاریس" برای "ریک و السا"*ست؛ هیچ اتفاقی، خاطره آن شب فراموش نشدنی سال 2005 را خراب نمی کند اما پسرهای کلوپ به دنبال استانبول شخصی خودشان بودند.

سه شنبه، 10 شب- 24 ساعت قبل از بازی

دو ساعتی از خروج اتوبوس چلسی از استادیوم وودافون پارک گذشته اما هنوز جلوی در ضلع شمالی ورزشگاه جمعیت لیورپولی زیادی ایستاده اند. آخرین تمرین لیورپول دیرتر برگزار شده اما هوادارانی که چند ساعت زیر آفتاب تند وسط تابستانِ استانبول، منتظر دیدن چند ثانیه ای ستاره های محبوب شان ماندند، هنوز ناامید نشده بودند. نه انگلیسی ها و نه ترک ها، این هواداران عرب هستند که جو را در دست دارند و "محمد صلاح" اسمی است که پشت بیشتر پیراهن ها دیده می شود. چند سایت سرشناس عربی از جمله سایت کورة حسابی طرفداران عرب را برای دیدن این مسابقه تشویق کردند و همزمانی بازی با تعطیلات عید قربان، فرصت تماشای این دیدار را برای آنها فراهم کرده است.

هواداران ایرانی هم کم نیستند و حتی یک بار برای یکی دو دقیقه، با خواندن یکی از شعارهای استادیومی معروف فارسی با جایگزین کردن اسم لیورپول، توجهات را به خودشان جلب می کنند.

ترک ها فعلا مشغول بیزینس هستند و نصف دستفروش های استانبول به فروشنده شال های بازی چلسی- لیورپول تبدیل شده است؛ شال های دو رنگ آبی و قرمز که برای فروش آنها لازم نبود بدانند مشتری، طرفدار چه تیمی است؛ مهم 20 لیری بود که باید پرداخت می شد تا مشتری شال یادگاری سوپرکاپ 2019 را برای یک روز دور گردن و احتمالا برای همیشه روی دیوار اتاق داشته باشد.

چند دقیقه از 10 گذشته که خبرنگاران کم کم ورزشگاه را ترک می کنند و این یعنی به زودی سر و کله لیورپولی ها هم پیدا می شود. هوادارانی که کمی پراکنده شده بودند، بار دیگر دور حصارهای امنیتی جمع می شوند و بالاخره اتوبوس سفید لیورپول که یورگن کلوپ جلوتر از بقیه نشسته، از راه می رسد. با رد شدن اتوبوس از گیت، صدای جمعیت به اوج می رسد و چند لحظه بعد دیگر دلیلی برای ماندن مقابل وودافون پارک وجود ندارد؛ آخرین عکس های یادگاری گرفته می شود و پسرک های بازیگوشی که دور مجسمه عقاب معروف ورزشگاه بشیکتاش حلقه زده اند، آخرین شعله های باقی مانده این روز پرهیجان هستند.

چهارشنبه، 8:30 شب- یک ساعت و نیم قبل از بازی

ایستگاه کاباتاش برای توریست ها، به معنی رفتن به میدان تقسیم و خیابان استقلال است اما امشب مسیر خیلی ها متفاوت است؛ از کاباتاش تا ورزشگاه کمتر از 500 متر فاصله است و به خاطر بازی همه مسیرها مسدود شده تا اتومبیل ها مشکلی برای تردد هواداران ایجاد نکنند. البته اگر حصارهای امنیتی پلیس نبود هم، راهی برای عبور اتومبیل ها وجود نداشت. هواداران که تعدادشان لحظه به لحظه بیشتر می شود، تمام خیابان های اطراف ورزشگاه را پر کرده اند و البته تا جایی که چشم کار می کند، رنگ قرمز است که دیده می شود. آنقدر هواداران لیورپولی زیادند که در بین کلی صلاح، مانه و فیرمینوی بدلی، هستند طرفدارانی که یاد ستاره های سابق باشگاه را زنده نگه داشته اند؛ استیون جرارد، رابی فاولر و بیل شنکلی.

علی رغم جمعیت زیاد، پیدا کردن گیت های ورودی کار سختی نیست. بنرهای بزرگی که اطراف ورزشگاه نصب شده، محل هر گیت را به خوبی مشخص کرده و با بلیت های الکترونیک، عبور از چهار گیت مختلف آنقدر سریع صورت می گیرد که تقریبا هیچ صفی تشکیل نمی شود. یوفا برای اینکه طرفداران را به خرید بلیت الکترونیک تشویق کند، برای بلیت های کاغذی هزینه ارسال 15 یورویی در نظر گرفته و کاملا منطقی است که همه خرید بلیت الکترونیک را ترجیح بدهند.

چهارشنبه، ساعت 9- یک ساعت قبل از بازی

از قبل کاملا مشخص بود که تعداد هواداران لیورپول بیشتر از طرفداران چلسی است اما آنچه در ورزشگاه دیده می شود، باورکردنی نیست. هرچند هنوز صندلی ها به طور کامل پرنشده اما نسبت جمعیتی طرفداران دو تیم، تقریبا 90 به 10 به سود لیورپولی هاست؛ اینقدر فاحش که انگار آنفیلد را برای یک شب به استانبول منتقل کرده باشند؛ به جز بخش کوچکی از سکوهای ضلع شمالی، که هواداران چلسی به طور مجتمع در آنجا حضور دارند، بقیه ورزشگاه در تسخیر لیورپولی هاست.

این اختلاف آنقدر واضح است که گوینده ورزشگاه بی طرفی را کنار گذاشته و موقع پخش سرودهای دو تیم، به عنوان یار کمکی طرفداران چلسی وارد عمل می شود. البته نیازی به تهییج طرفداران لیورپول نیست. همه آنها آماده اند تا سرودهای تیم محبوب شان که در ورزشگاه پخش می شود را با فریاد همراهی کنند اما برای شنیدن سرودهای چلسی در بین سر و صدای شیطنت آمیز لیورپولی ها، نیاز به این است که طرفداران تیم لندنی بیشتر از حنجره شان مایه بگذارند و این چیزی است که گوینده ورزشگاه از آنها می خواهد.

ساعت 9:30 چهارشنبه- نیم ساعت قبل از بازی

کپا و ویلی کابایرو اولین بازیکنانی هستند که برای گرم کردن وارد زمین می شوند و چند دقیقه بعد همه بازیکنان چلسی در نیمه شمالی زمین مشغول گرم کردن هستند. فرانک لمپارد کنار نیمکت ایستاده و کمک هایش اوضاع را بیشتر زیر نظر دارند. لیورپولی ها که وارد زمین می شوند، ورزشگاه روی هواست. برخلاف لمپارد، کلوپ وارد زمین می شود و دقیقا در دایره میانه زمین و رو به بازیکنان چلسی می ایستد. انگار که بخواهد از روی تقسیم بندی بازیکنان، به ترکیب اصلی حریف پی ببرد یا احتمالا به درک و دریافت جدیدی از کیفیت آنها برسد. سرمربی آلمانی تقریبا نیمی از زمان گرم کردن را به همین شکل سپری می کند و پس از آن به سراغ بازیکنان خودی می رود.

ترکیب دو تیم از اسکوربورد ورزشگاه نمایش داده می شود و در بین بازیکنان، صلاح بیش از همه تشویق می شود اما باز هم ستاره اصلی، مستر کلوپوست. جایگاهی که لیورپول در حال حاضر دارد، بیش از همه نتیجه انرژی ای است که او به باشگاه تزریق کرده و هواداران هم برای او سنگ تمام می گذارند؛ هرچند کلوپ که با دست هایی در جیب، گرم کردن بازیکنانش را تماشا می کند، واکنشی نشان نمی دهد.

ساعت 9:45 چهارشنبه- پانزده دقیقه قبل از بازی

مراسم قبل از بازی کم زرق و برق اما جذاب است. یک گروه از رقصنده های ترک، رقص سنتی ترکیه را با لباس های محلی اجرا می کنند. مردها لباس های مشکی پوشیده اند و زن ها، لباس های رنگی و همه این ها در زمینه سبز چمن، ترکیب جذابی ایجاد می کند. رقص با ریتم کندی آغاز می شود اما در ادامه ضرباهنگ بالاتری می گیرد و البته عجیب نیست که بیش از همه تماشاگران ترک حاضر در ورزشگاه را به هیجان می آورد. بخش دوم مراسم، اجرای ترانه ای است که تعدادی کودک با لباس های رنگی که نشان دهنده تنوع نژادی و احترام به همه نژادها در دنیاست، به اجرا می گذارند. یکی از هشتگ هایی که یوفا برای این بازی در نظر گرفته #Equal_game بود و انتخاب استفانی فراپارت و کمک هایش برای این دیدار هم با همین هدف صورت گرفت. داور فرانسوی اولین داور زنی است که یک دیدار فوتبال مردان در سطح اول رقابت های اروپایی را سوت می زند و اعلام نام او در ورزشگاه هم با واکنش مثبت به تماشاگران همراه است.

نیمه اول بازی

جو ورزشگاه و نتایجی که دو تیم در اولین بازی های شان در لیگ برتر گرفتند، این انتظار را ایجاد کرده بود که لیورپول کاملا بازی را در دست بگیرد و احتمالا خیلی زود کار را یکسره کند اما نه تنها قرمزها تیم بهتر زمین نیستند که برای دقایق زیادی تحت تاثیر بازی درخشان چلسی هستند. انگولو کانته و پدرو حسابی حریف را به دردسر انداخته اند اما نقطه عطف برای هواداران چلسی روی سکوها، جایی که برای اولین بار صدای شان بالاتر از جمعیت پرسر و صدای حریف شنیده می شود، ورود جیمی جامپ سفید و آبی پوش به زمین است. البته جیمی جامپ وودافون آره نا به اندازه جیمی جامپ فینال چمپیونزلیگ قابلیت خبرسازی ندارد اما تلاشش برای ورود به دروازه لیورپول، طرفداران چلسی را سر ذوق می آورد؛ هرچند ماموران امنیتی دقیقا روی خط دروازه او را مهار می کنند.

برتری چلسی در دقایق پایانی نیمه اول آنقدر محسوس است که گل الیویه ژیرو غافلگیر کننده نیست. جمع کوچک هواداران آبی پوش روی هوا هستند و وودافون پارک ساکت ترین لحظاتش در دو ساعت اخیر را سپری می کند. چند دقیقه بعد چلسی یک گل دیگر هم می زند اما داور آفساید اعلام می کند. مدت ها بود که لیورپول اینقدر تحت تاثیر بازی حریف نبود و این هواداران آنها را هم از دل و دماغ انداخته است.

نیمه دوم بازی

لیورپول نیمه دوم را طوفانی شروع می کند و خیلی زود مانه گل تساوی را می زند. خوشحالی طرفداران لیورپول باورکردنی نیست؛ آنقدر خوشحال که انگار گل قهرمانی در لیگ برتر. رقص شال های قرمز و وودافون پارک که باز هم شبیه آنفیلد شده.

اما جذاب ترین لحظه نیمه دوم، در دقیقه 72 است. بازی کمی از تب و تاب افتاده که هواداری از سکوهای بالای جایگاه خبرنگاران، ناگهان شروع به خواندن شعار معروف هواداران بشیکتاش می کند. انگار که کبریتی را روی مسیری که بنزین ریخته شده، بیندازی، جرقه او به بقیه ورزشگاه سرایت می کند و هواداران بشیکتاش که در جاهای مختلف ورزشگاه نشسته اند، خواندن شعار را ادامه می دهند. به هر حال میزبانی این حق را به آنها می دهد که برای لحظاتی جو دیدار سوپرکاپ را در دست بگیرند. به ویژه اینکه بین دو نیمه، تلویزیون یوفا در یکی از سوال هایی که برای بینندگانش مطرح کرد، از تنها تیم ترکی که در سوپرکاپ اروپا حضور داشت، پرسید و قاعدتا شنیدن نام گالاتاسرای و فریاد خوشحالی تعدادی از هواداران آن تیم در ورزشگاه خانگی بشیکتاش، برای هواداران این تیم جالب نبود.

در دقیقه 86، لیورپول تا آستانه زدن گل دوم پیش می رود اما این اتفاق نمی افتد و بازی به وقت های اضافه می رود. 30 دقیقه اضافه اما کسی ناراضی نیست.

وقت های اضافه

سوپرکاپ اروپا در چند سال اخیر اینقدر حساس نشده بود. شاید آخرین بار سال 2013 بود که این بازی تا این اندازه حیثیتی شده بود. گواردیولا تازه سرمربی بایرن شده بود و مورینیو هم به چلسی بازگشته بود و روبرو شدن آنها که روزهای پرتنشی را به عنوان مربیان بارسا و رئال سپری کرده بودند، جذابیت ویژه ای به آن دیدار داده بود.

هرچند حساسیت آن دیدار از قبل قابل پیش بینی بود اما انتظار نمی رفت دیدار امسال تا این اندازه حیثیتی شود، ولی حداقل برای هواداران دو تیم در ورزشگاه، این اتفاق افتاده بود. واکنش ها برای دیدار در اندازه های سوپرکاپ کمی بیش از اندازه به نظر می رسید و وقتی سادیو مانه گل دوم لیورپول را زد، چهره طرفداران چلسی غم بزرگتری را نشان می داد اما شاگردان فرانک لمپارد خیلی زود گل مساوی را زدند؛ یک پنالتی و ضربه جورجینیو که با یک حرکت نمایشی، کار را تمام کرد.

در حالی که بازیکنان چلسی تلاش می کنند قبل از رسیدن کار به ضربات پنالتی کار را تمام کنند، هواداران بشیکتاش یک بار دیگر سعی می کنند جو ورزشگاه را در دست بگیرند اما هیچ کدام موفق نیستند و فراپارت در حالی که دو سه بازیکن دو تیم بعد از یک برخورد هنوز روی زمین هستند، سوت پایان بازی را می زند.

ضربات پنالتی

کپا دو بار تا آستانه گرفتن ضربات بازیکنان لیورپول پیش می رود اما توپ بعد از برخورد به نوک انگشتانش وارد دروازه می شود. آدریان که در طول بازی چند صحنه نامطمئن داشته، روی ضربات چلسی خیلی امیدوار کننده نیست اما روی ضربه پنجم ناگهان به قهرمان لیورپولی ها تبدیل می شود. ساعت نزدیک یک بامداد است و فریاد شادی طرفداران لیورپول، احتمالا تا کیلومترها آنطرف تر در استانبول شنیده می شود.

یورگن کلوپ که دوست نداشت تیمش در کامیونیتی شیلد بازی کند، دیوانه وار به سمت حلقه شادی شاگردانش می دود و در جشن آنها شرکت می کند. هواداران لیورپول یک صدا شروع به خواندن "هرگز تنها قدم نخواهی زد" می کنند و استانبول یک بار دیگر به خاطره ای دلچسب تبدیل می شود.

*(شخصیت های اصلی فیلم کازابلانکا)

بهنام جعفرزاده- استانبول


تبليغ

کامنت‌ها (0)

امتیاز 0 از 5 بر اساس نظر 0 نفر
کامنتی درج نشده

کامنت بگذارید

  1. ارسال کامنت بدون عضویت. عضویت یا ورود به سایت.
امتیاز دهید:
0 کارکتر
Attachments (0 / 3)
Share Your Location
تبليغ