تلگرام

رنگ نگاه


هر خاطره غروبی دارد وهرغروبی خاطره ای حالم طلب گذشته یی دارد کنارم کنار نیامد ب بینفسی  پشت پنجره مغزی نشسته چشماهیش برق تر میدهد مینگرد بر جاده تتهایی غرق گشته بر اغراق عشق پرگشته دستشاعر:افشین عدلی

تبليغ
هر خاطره غروبی دارد
وهرغروبی خاطره ای
حالم طلب گذشته یی دارد
کنارم کنار نیامد ب بینفسی
پشت پنجره مغزی نشسته
چشماهیش برق تر میدهد
مینگرد بر جاده تتهایی
غرق گشته بر اغراق عشق پرگشته
دست بر طاق چشم نگاهش را پرواز میدهد
پرواز شادی شاپرکها بر آسمان
خرابی لانه گنجشک های نو زمان
حق انتخابم ندارد هیچ پرچ و پیچی
به کدامین سمت توان گام و قدم هاست
چشم هوش منطق بینایم کرده مرا مدهوش
خفته در این بند درمان درد و پند
ما و من فاصله ی اندرون امید و صبریم.
چشم به راه در ایینه ی زندگی، انعکاس غروب را در دلمان رنگ میزنیم و بر سیما نمایان میداریم سرخی رنگ و لعاب را با بزک.عاریه ایی
تاروزگارمان به سپیدی صبح برسد.
هر رفت کَس جزم آمدن کسَ دگر دارد.


تبليغ

کامنت‌ها (0)

امتیاز 0 از 5 بر اساس نظر 0 نفر
کامنتی درج نشده

کامنت بگذارید

  1. ارسال کامنت بدون عضویت. عضویت یا ورود به سایت.
امتیاز دهید:
0 کارکتر
Attachments (0 / 3)
Share Your Location
تبليغ