دلمان میخواهد


هر لحظه،این پا و آن پا می کنیم، تا چیزی به هم بگوییم اما به مانند آفتابِ وسطِ طوفان، به زخمِ کُهنه مان نمک می پاشیم و به مانندِ حبابی سُست، میترکیم....... دهان را میبندیم و از ترسِ فروریختنِشاعر:شیلاصمیمی

تبليغ
هر لحظه،این پا و آن پا می کنیم،
تا چیزی به هم بگوییم
اما به مانند آفتابِ وسطِ طوفان،
به زخمِ کُهنه مان نمک می پاشیم و
به مانندِ حبابی سُست،
میترکیم.......
دهان را میبندیم
و از ترسِ
فروریختنِ تصویر واقعیمان،
خود را در باطن فراموشی
گم می کنیم.
دلمان میخواهد،
" دستهایمان را به تپشهایِ قلب یکدیگر
گره بزنیم،"
" برای پرواز پرندگان ،شعر بلندِ آسمان را بخوانیم."
دلمان می خواهد،
شکسته های دلهایمان را جارو بزنیم
و بعد
عاشقانه هایمان را در دیرینگیِ عکسی
برای آینده قاب کنیم
اما،
ما را به باطنِ واقعیت راهی نیست،
" همچون من، تنهاییِ او نیز تنهاست."/


تبليغ

بيشترين بازديد امروز در گروه شعرنو


کامنت‌ها (0)

امتیاز 0 از 5 بر اساس نظر 0 نفر
کامنتی درج نشده

کامنت بگذارید

  1. ارسال کامنت بدون عضویت. عضویت یا ورود به سایت.
امتیاز دهید:
0 کارکتر
Attachments (0 / 3)
Share Your Location
تبليغ