تک درخت پرتگاه


تک درختی وحشی ام در زمستان برف می پوشم در بهار شکوفه می دهم در تابستان زالزالک و در پاییز برگ هایِ زرد در چهار فصل خرمنِ بیکرانِ فلک را شبانه روز با هزاران چشم از زمین می پایم در جوارِشاعر:آرش آزرم

تبليغ
تک درختی وحشی ام
در زمستان برف می پوشم
در بهار شکوفه می دهم
در تابستان زالزالک
و در پاییز برگ هایِ زرد

در چهار فصل
خرمنِ بیکرانِ فلک را
شبانه روز
با هزاران چشم
از زمین می پایم

در جوارِ خلوتگاهِ زیبایم
جز صخره هایِ وحشت آور
سایه ساری نیست
و جز پرنده هایِ کوهی
کسی به سُراغم نمی آید

مگر آنکه
شبی
ستاره ای
بناگاه از نافِ آسمان
باشتاب بسویم فرود بیاید

و یا
در شبی طوفانی
آذرخشی عاصی
به شاخ و برگم
هول انگیز کمندی بیاندازد

من ماه و آفتاب را
عاشقانه نفس می کشم
درّه ای ژرف در زیرِ پایم
بسترِ رودی ست
که خروشان می رود

و نوکِ ریشه هایم
سنگ هایِ سخت را
بسویِ رودِ خروشان
ذرّه ذرّه
بی وقفه سوراخ می کنند...

آرش آزرم
۲۲/ ۶/ ۱۳۹۱


تبليغ

بيشترين بازديد امروز در گروه شعرنو


کامنت‌ها (0)

امتیاز 0 از 5 بر اساس نظر 0 نفر
کامنتی درج نشده

کامنت بگذارید

  1. ارسال کامنت بدون عضویت. عضویت یا ورود به سایت.
امتیاز دهید:
0 کارکتر
Attachments (0 / 3)
Share Your Location