تلگرام

نقشه دکتر زیبایی به اقدام کثیف با چند مرد در مطب دختر خواهرش در شهرک غرب + فیلم گفتگو


حوادث رکنا: باند 4 نفره ای که از مطب خانم دکتر دستگاه ار بین برنده چین و چروک را به سرقت برده بودند، دستگیر شدند.

تبليغ
حجم ویدیو: 75.01M | مدت زمان ویدیو: 00:11:43

به گزارش اختصاصی رکنا، بیست و دوم مهر ماه سال جاری یک زوج جوان با حضور در کلانتری 134 شهرک غرب از سرقت Stealing رفتن دستگاه از بین برنده چین و چروک در مطبش توسط 2 مرد که خود را مامور معرفی کرده بودند، خبر داد.

زن جوان در اظهاراتش گفت: در مطب مشغول کار بودم که 2 مرد در آنجا حضور یافتند و خودشان را ماموران آگاهی عنوان کردند. آنها گفتند این دستگاه شما غیر قانونی است و باید دستگاه را با خودمان به آگاهی ببریم. آنها دستگاه را در آسانسور ساختمان گذاشتند که یکی از دوستانم به آنها گفت شما مامور آگاهی نیستید و نباید دستگاه را با خودتان ببرید. در همین زمان یکی از آن آنها اسلحه خود را بیرون آورد و گفت که من مامور هستم و این هم اسلحه من، با نشان دادن اسلحه همه ما ترسیدیم و مجبور شدیم بگذاریم دستگاهم که یک میلیارد تومان قیمتش است را با خود ببرد.

با اظهارت زن جوان تیمی از ماموران آگاهی تهران برای دستگیر کردن سارقان مسلح دست به کار شدند.

ماموران پلیس Police در قدم نخست دوربین های مداربسته مغازه های اطراف را بررسی کردند که خوشبختانه پلاک خودروی سارقان در این فیلم مشخص بود که در ادامه ماموران صاحب خودرو را شناسایی کردند. صاحب خودرو به ماموران گفت که خودرو را به یک نفر در این زمان کرایه داده است و شماره موبایل آن شخص را در اختیار ماموران آگاهی قرار داد.

با ردیابی موبایل یکی از سارقان درست زمانی که 2 سارق با هم قرار داشتند ماموران سروقت آنها رسیدند و آنها را دستگیر کردند. سارقی که برای دکتر مطب اسلحه کشیده بود در بازجویی ها گفت : چندی پیش یکی از دوستانم به من گفت دستگاه از بین برنده چین و چروک دوست خواهرم را به زور گرفته اند و به خاطر اینکه مدرک کافی برای ثابت کردن دزدی theft نداریم دستمان به جایی بند نیست و از من خواهش کرد در ازای مبلغی با نقشه ای که کشیدیم آن دستگاه را به سرقت ببریم حتی قبل از سرقت با خواهر دوستش صحبت هم کردیم.

با اظهارت سارقان ماموران پلیس حامد را که این دو نفر را اجیر کرده بود، دستگیر کردند.

حامد در بازجویی ها نقش اصلی سرقت را خاله صاحب مطب معرفی کرد و گفت: شغل دومم سرویس کار دستگاه های کارت خوان است و به این طریق با این خانم در یکی از مطب های غرب تهران آشنا شدم. بعد از مدتی او در ازای مبلغی از من خواست چند نفر برای سرقت دستگاه از بین برنده چین و چروک از مطب دختر خواهرش پیدا کنم و دستگاه را که یک میلیارد تومان قیمتش بود به سرقت ببرم.

اعترافات حامد کارآگاهان آگاهی را به نقش اصلی این سرقت رساند ماموران پلیس این خانم دکتر زیبایی را دستگیر و او را به اداره آگاهی منتقل کردند.

خانم دکتر که مشخص شد اصلا مدرک دکتری در این زمینه ندارد به ماموران آگاهی گفت: مدت 2 سال است شغلم در رابطه با زیبایی خانم ها است و با دختر خواهرم همکار هستیم، بعد از اینکه فهمیدم آنها سه دستگاهای گران قیمت از بین برنده چین و چروک دارند تصمیم گرفتم با ازای مبلغ 35 میلیون تومان به سارقان یکی از این دستگاه ها را برای خودم کنم و به این ترتیب با سرویس کار دستگاه کارت خوان مطبم نقشه ای را کشیدیم و به سارقان گفتیم که دستگاه برای خودم است و آنها به زور دستگاه را از من گرفته اند و به این شکل سارقان دستگاه را از مطب دختر خواهرم سرقت کردند.

وی در ادامه گفت: من و دختر خواهرم با هیچ مشکلی نداشتیم و حتی شب سرقت من در خانه آنها بودم، وی که مدام گریه می کرد گفت: من و دختر خواهرم خیلی با هم دوست بودیم طوری که هر روز همدیگر را می دیدم. بعد از اینکه دستگاه را سرقت کردند عذاب وجدان به سراغم آمد و تصمیم گرفتم که دستگاه را برگردانم اما حامد به من گفت هیچین چیزی ممکن نیست. چند روزی از این ماجرا گذشت که ماموران مرا دستگیر کردند و حالا نمی دانم چطور تو صورت دختر خواهرم نگاه کنم.

گفتگو با متهمان

خودت را معرفی کن؟

رسول، 45 ساله، متاهل.

برای چی دستگیر شدی؟

یک دستگاه از بین برنده چین و چروک که مبلغ یک میلیارد تومان قیمتش بود را از یک مطب سرقت کردیم.

با سلاح!

من خودم را مامور معرفی کردم و گفتم این دستگاه غیر قانونیه، زمانی که دستگاه را به پایین منتقل می کردیم یکی از آن خانم ها گفت نمی توانی مرا گول بزنی که آن موقع برای اینکه باور کند مامور هستم کلت کمری را به او نشان دادم.

چه شد که همچین تصمیمی گرفتید؟

یک روز حامد تماس گرفت و گفت که همچین دستگاهی است و چند نفر به زور از خواهر دوستم آن را گرفته اند ما هم مدارک کافی برای شکایت نداریم و از من خواهش کرد در ازای مبلغ 5 میلیون تومان دستگاه را سرقت کنیم.

و بعد؟

هیچی دیگه یک روز با همدستم رضا به مطب رفتیم و من درحالی که خودم را مامور جا زده بودم دستگاه را سرقت کردیم.

اسلحه را از کجا آوردی؟

زمانی که زندان Prison بودم یک افغانی به من بدهکار شدم وقتی که سروقتش رفتم پولی در بساط نداشت و بجای پول به من کلت کمری داد که خرابم هست.

با همدستانت چطور آشنا شدی؟

رضا بچه محلمان است، حامد هم یکی از آشنایان قدیمم است.

بعد از سرقت چی کردی؟

دستگاه را به حامد دادیم و رفتیم پی کارمان که تقریبا 10 روز بعد دستگیر شدیم.

چطور دستگیر شدی؟

مثل اینکه دوربین یکی از مغازه های اطراف مطب پلاک خودریی که با آن به محل سرقت رفته بودیم را ضبط کرده است و به این ترتیب صاحب خودرو شماره تماس مرا به ماموران داده و یک روز که با رضا قرار داشتم جفتمون را دستگیر کردند.

شغلی هم داری؟

خیر.

اعتیاد داری؟

بله، متادون مصرف می کنم.

سابقه کیفری داری؟

هشت سال به جرم Crime حمل موادمخدر زندان بودم.

حرفی داری؟

من اصلا اهل این کارها نیستم تا قبل از این موضوع دزدی نکرده بودم من فقط به خاطر اینکه فکر می کردم دستگاه خواهر دوستمان را به زور گرفته اند دست به چنین کاری زدم. حالا باید خانواده ام کلی قصه بخورند. کاش هیچ وقت گول حرف های حامد را نمی خوردم.

گفتگو با حامد

چطور با همدستانت آشنا شدی؟

دوست های قدیمم هستند.

چه چیزی به آنها گفتی که در این سرقت با تو همراه شدند؟

گفتم یک بنده خدایی که دستش به جایی بند نیست و مدارک کافی ندارد از من همچین درخواستی کرده و در ازایش مبلغی پول هم می خواهد بپردازد.

چه شد که پیشنهاد آن خانم را قبول کردی؟

او به من گفت دستگاه ندارم و می خواهم با آن دستگاه کار کنم و در ازایش 35 میلیون تومان هم به شما می دهم.

و شما هم قبول کردی؟

نخیر، من رضا و رسول را به خانم دکتر معرفی کردم.

در خصوص سرقت خود شما با آن 2 نفر صحبتی نکردی ؟

چند بار تلفنی با آنها صحبت کرده بودم.

زهرا ادعا می کند به شما گفته است دستگاه را برگردانید؟

زهرا بعد از سرقت پشیمان شد و گفت دستگاه را برگردانید اما به نظر شما می شود همچین کاری کرد، وقتی که دستگاه در زمان جا به جایی کلی آسیب دیده است.

سابقه داری؟

خیر.

شغل دومت چیست؟

صبح ها در کفاشی کار می کنم و بعد از ظهرها سرویس کار دستگاه های کارت خوان هستم.

به همین طریق هم با آن خانم آشنا شدی.

(با آهی غمگین) بله.

ازدواج کرده ای؟

خیر.

گفتگو با زهرا

زهرا در حالی که مدام گریه می کند به درستی نتوانست جواب سوال های خبرنگار رکنا را بدهد.

چرا به فکر سرقت از دختر خواهرت افتادی؟

حامد پیشنهادش را داد.

اما ادعای او برعکس حرف شماست.

دروغ می گوید.

با حامد چطور آشنا شدی؟

چندبار آمد دستگاه کارت خوان مطبمم را سرویس است.

سابقه داری؟

نه.

سارقان دستگاه را از نزدیک دیده بودی؟

نه.

مجردی؟

بله.

حرفی داری؟

بعد از سرقت دستگاه به حامد پول دادم تا دستگاه را برگرداند. به محل کارش رفتم اما او نبود و پول را به صاحبکارش دادم. کاش اینکار را نمی کردم و مدام گریه...خواندنی های رکنا را در اینستاگرام دنبال کنید



تبليغ

کامنت‌ها (0)

امتیاز 0 از 5 بر اساس نظر 0 نفر
کامنتی درج نشده

کامنت بگذارید

  1. ارسال کامنت بدون عضویت. عضویت یا ورود به سایت.
امتیاز دهید:
0 کارکتر
Attachments (0 / 3)
Share Your Location
تبليغ